الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

149

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

- زكات - براى علّت و قصد و هدف است ( يعنى : به خاطر اطاعت امر خداى تعالى و رسيدن به تزكيه نفسانى زكات مىپردازند ) . تَزْكِيَه كردن انسان ، خويشتن و نفس خويش را دو گونه است : اوّل - با تزكيهء عملى كه پسنديده است مثل آيه : ( قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها - 9 / شمس ) كه اشاره شده است و همينطور آيه : ( قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى - 14 / اعلى ) . دوّم - تزكيهء زبانى با سخن گفتن ، مثل اينكه شاهدى و گواهى غير خود را توصيف كند و پاك بداند و اين تزكيه زبانى يعنى مدح ديگرى مذموم و ناپسند است و در آيه : ( فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ - 32 / نجم ) نهى از چنين تزكيه‌اى است ( كه انسان با زبان و سخن خود را و ديگرى را مدح كند و به طهارت و تزكيه نسبت دهد ) . كه اين نهى در آيه تأديب و تربيتى است براى زشت بودن خود ستايى و اينكه انسان نفس خويش را بستايد كه عقلا و شرعا ناپسند است و لذا به حكيمى گفته شد چه چيزى است كه اگر حقّ هم باشد ناپسند است و نيكو نيست پاسخ داد - مَدْح الرَّجُل نفسَه : يعنى حقّى كه

--> وجهه : المال تنفصه النّفقه و العلم يزكو على الانفاق : يعنى : خرج و هزينه زندگى از مال مىكاهد و كم مىكند ولى علم و دانش با انفاق و به ديگران رساندن و ياد دادن افزون مىشود و رشد علمى حاصل مىشود واژه - زكات - در حديث فوق به طور استعاره به كار رفته است هر چند كه علم ماده و جرم نيست . ابن منظور مىگويد : اصل زكات در لغت به معانى : 1 - طهارت و پاكى 2 - نمو و رشد 3 - بركت و فزونى از سوى خدا 4 - مدح و ستايش و همه اين معانى در قرآن و حديث آمده است . و فى حديث باقر ( ع ) انّه قال زكات الارض يبسها يريد طهارتها من النّجاسه كالبول و اشباهه فان يجف و يذهب اثره : زكات زمين خشك شدن آن است كه منظور پاكى زمين از نجاست و ادرار و امثال آن است كه خشك شود و آثار آنها در زمين زايل شود . ( لس 3 / 358 - المحكم 7 / 94 ) ازهرى مىنويسد : در آيه : ( وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ - 4 / مؤمنون ) يعنى كسانى كه انجام دهنده كار نيكند . ابن انبارى مىگويد : در آيه : ( وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا وَ زَكاةً - 12 / مريم ) معنايش اينستكه عطا كردن چنان فرزندى شايسته به آنها به خاطر رحمت و بخشايش به پدر و مادرش و تزكيه براى او بوده . فرّاء - هم مىگويد : زكات - در اين آيه يعنى صلاح ، و شايستگى ، و عبارت - هذا الامر لا يزكو بفلان : اين كار شايسته او نيست . ( تهذيب 10 / 320 ) صاحب مصباح المنير مىگويد : لفظ زكات - اگر به مال نسبت داده شود واجب است اين حرف ( ه ) حذف و حرف ( و ) آن به الف قلب شود . زيرا گفته مىشود زكوى - كه منسوب به آن است و هميشه صفت نسبى به اصل لغت برمىگردد ولى - زكاتيه - عوامانه است و صحيح - زكويه - است ( 1 / 308 ) .